تبليغاتX
باران
ما هسته ي پنهان تماشاييم

آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد

 

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

 

و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي

 

عاشق آنكه تو را مي خواهد

 

و به لبخند تو از خويش رها مي گردد

 

و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد

 

 سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني

 

 شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني

 

 آه باران من سراپاي وجودم آتش است

 

 پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني

+  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386    محسن   |