تبليغاتX
باران
ما هسته ي پنهان تماشاييم

امشب خودمم ....خود خودم..

می بینی...؟؟ آره تورو میگم تویی که اگه یه روزی این خرابات منطقهء ممنوعه اعلام بشه تو سرتو به باد میدی و قانون شکنی میکنی....آره تو رو میگم...


امشب میخوام مست وار بنویسم تو خرابات هدیه ای جز مستی نمیدن... قدیما میگفتن مستی و راستی اما من میخوام دروغ هامو تو عالم مستی بگم ...یه وقت فکر نکنی دارم راست میگم......

آره رفیق ،آدم وقتی خراب میشه فقط و فقط ازیه نفر مینویسه منهم الان تو خراباتم پس حالا منهم از یه نفر مینویسم.......چرا میخندی به من نمیاد عاشقونه حرف بزنم؟!!! کجا شو دیدی...صبر کن یه حرفایی بزنم که تو هیچ کتابی نخونده باشی.....


چی گفتی..نمیتونم....... یعنی نمیتونم..؟ آره خب شاید راست بگی من کجا عشق کجا ولی بیخیال شو بذار یه شب هم ما تو خودمون باشیم...بذار فکر کنم آدمم،بذار یه شب سی خودم برم...بی خیال ما شو حوصلهء نصیحت رو هم ندارم...حد اقل یه امشبی رو سخت نگیر................ایول...

دمت گرم... خیلی باحالی


چه مستی شدم امشب.....


آره عزیز ...راستی اسمت چی بود ؟ آره دیگه تو ...باز شک کردی ....آخه به غیر تو کی حوصلهء خوندن این چرتو پرتا رو داره...شک نکن خودتی....میگی اتفاقی خوندی ..ای بابا یعنی تو نیستی ....پس من واسه کی دارم حرف میزنم....

اه... بی خیال به من مستی هم نمیاد .....

نه ناامید نمیشم.... شاید باید یکم بیشتر بخورم.... آهای ساقی قربون دستت...


تازه دارم میفهمم که مستی چیه....


آره اینطوری دارم ریختتو میبینم ..خیلی با حال شدی کاش یکم خوشگل تر بودی اما بی خیال مستی رو عشقه....خوشگلی میخوام چیکار من که واضح نمیبینم.......

ناراحت نشی رفیق... میدونستی چقدر دوستت دارم ..میدونستی هر چیزی که خیال تو رو واسم زنده کنه مورد پرستش منه...تو این چیزا رو می دونی.... میدونی اگه یه روز نباشی دیگه منهم نیستم ..میدونی من با نفست زنده ام ..میدونی ضربان قلبتو همیشه حس میکنم ...میدونی فکرتو خیلی راحت میتونم بخونم و چقدر بهم نزدیکی...میدونی....


ای بابا ساقی جون قربون معرفتت چراغا رو چرا خاموش کردی ما تازه سر صحبت رو باز کردیم... یه حالی بده امشب ...نمیشه!!!!!؟؟ تعطیله....بخشکی شانس ...


اه.......تموم مستیم پرید .....این چیه تو دست من ....بیا داداش بیا این آینه تو بگیر واسه شما باید باشه.....


شبگردی هم واسه خودش عالمی داره ها.....راستی اسمت چی بود؟؟؟؟


آره تو رو میگم اسمت چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+  پنجشنبه چهارم مرداد 1386    محسن   | 

چه کسی باور کرد که دل سرد مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد
با که گویم غم هجران تو را
هوس زلف پریشان تورا
عمر من در شرف پاییز ا ست
من چو یک شاخه خشک
آخرین برگ بر این شاخه تویی
من بدان امیدم
که بهاری دگر از راه رسد
آخرین برگ مرا
باد پاییز نبرد
آه….وزش باد چه خوف انگیز است
چه کسی باور کرد
اشک جاری شده از دیده من
چشمه اش آن نفس گرم توبود
طپش تند دلم
حاصل لمس تن نرم تو بود
چه کسی باور کرد
که من از عشق تو سرشار شدم
مانده بودم همه خواب
تا که با لمس تن گرم تو بیدار شدم
تو همه بود منی
تو در این کوره ره خلوت عمر
همه مقصود منی
چه کسی باورکرد
که تو معبود منی

+  چهارشنبه سوم مرداد 1386    محسن   |